گفتاری کوتاه درباره شجاعت حضرت زهرا (س )
گفتاری کوتاه درباره شجاعت حضرت زهرا (س )
اين عموماتی كه در اينجا آمده است ، عمومات استثناء ناپذير از تخصيص است ، و بهترين و مسلمترين دليلش جريان تاريخی حضرت زهرا سلام الله عليها و حضرت زينب سلام الله عليها است . قضيه حضرت زهرا از يك جنبه واقعا عجيب و فوقالعاده است . شما در مجموع در نظر بگيريد : از يك طرف علی و زهرا يك زوجی هستند كه نشان دادند از جنبه مادی و جمع ثروت ، به دنيا و ما فيهايش بیاعتنا هستند . گفت : « و ما اصنع بفدك و غير فدك ؟ و النفس مظانها فی غد جدث » ( 1 ) اصلا علی چه اعتنا [ به فدك ] دارد ؟

آنكه رست از جهان فدك چه كند
آنكه جست از جهت فلك چه كند
يك آدم جسته از ابعاد جهان است . به عنوان يك پول و يك ثروت و يك مايه زندگی ، واقعا اينها نشان دادند كه به فدك بیاعتنا هستند . و از طرف ديگر از مسلمات تاريخ اسلام است - و اين روايت معروف را كه میخوانيم ، اهل تسنن بيشتر روايت كردهاند - كه در مرض وفات پيغمبر اكرم ، حضرت زهرا زياد گريه میكردند . پيامبر اكرم با حضرت زهرا نجوايی كردند و گريه ايشان افزون شد ، و بعد از مدتی نجوای ديگری كردند و حضرت زهرا متبسم شد ، و بعدها كه از ايشان سئوال كردند كه اين دو نجوا چه بود ، فرمودند : در نجوای اول پدرم به من خبر داد كه به طور قطع از دنيا میرود . [ گريهام ] در فراق پدر بود . و در نجوای دوم به من گفت : " ولی تو به سرعت به من ملحق میشوی " . خرسنديم از اين جهت بود . و به علاوه میدانيم ايشان بيمار هم بودند به طوری كه هميشه در بستر بودند . برای ايشان مطلب مسلم بود كه ديگر از عمرشان چيزی باقی نمانده . آن وقت در همين حال فدك را میبرند . فدك به عنوان يك ثروت برای زهرا ارزشی ندارد ولی فدك به عنوان يك حق ربوده شده ، و اينكه حق را بايد احياء كرد ، برای همان زهرا آنقدر ارزش دارد كه میآيد در مسجد مدينه " علی حشد من نساءها " با يك عده از زنان بنیهاشم و زنان علاقهمند به ايشان ، در حضور خليفه وقت ، و خطبهای به آن غرايی را در آنجا انشاء میكند و طرف را میكوبد و از حق خودشان دفاع میكند . چرا نترسيد ؟ آيا اين برخلاف تربيت اسلامی بود ؟ برای زن مثلا سبك بود اين كار ؟ برای زن زشت بود اين كار كه بيايد در مسجد مدينه در حضور چند هزار نفر جمعيت دم از مال دنيا بزند و از حقش دفاع كند ؟ نه ، هيچ زشت نبود ، دفاع از حق بود . همان زهرای بیاعتنا به دنيا و ما فيها به عنوان يك پول و يك امر مادی و ثروت شخصی و مايه لذت فردی ، و همان زهرای مطمئن كه تا چند روز ديگر از دنيا میرود - كه انسان وقتی بداند كه به زودی از دنيا میرود ، ديگر مطامعش به ماديات دنيا به كلی از بين میرود - به عنوان اينكه پاسدار حق است و نبايد گذاشت حق قربانی بشود و سنت پايمال كردن حقوق جان بگيرد ، میآيد در كمال شجاعت از حق خودش دفاع میكند ، شخصا میرود به خانه خليفه وقت و فرمان را از او میگيرد . بعد آن فرمان را به عنف از ايشان میگيرند ، و سپس به شكل ديگری با اميرالمؤمنين در مسجد مدينه [ حاضر میشود ] و اوضاع عجيبی [ پيش میآيد ] كه آخر كار كه ديگر مجبور شد با آنها در بيافتد رسما در افتاد .
پاورقی :
. 1 نهجالبلاغه نامه 45 : [ و مرا با فدك و غير فدك چه كار ؟ ! در حالی كه فردا ( پس از مرگ ) جايگاه نفس گور است ] .
نويسنده: شهيد مرتضي مطهري
منبع: تبیان زنجان
بسم رب الشهدا والصدیقین