عروسك باربيم نمار جمعه مي رفت!...

بسم الله الرحمن الرحيم

 عروسك باربيم نمار جمعه مي رفت !...

عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...

دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت..

و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک) بودم رویا بود...

خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم

که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد...

 باباش وقتی سفرهای دریایی میرفت یکی از اینا رو براش می آورد...

عید اون سال مامانم بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید....

اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت....

مامانم قاطیِ بازی کردن من میشد و میگفت آخه اینکه اینطوری نمیتونه بره بیرون...

و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه....

فکر میکنید چی شد؟

زانوهای باربی ام شکست....

چون با من نماز میخوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم میکردم...

و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش تا این حد طراحی نشده....

من بعد از اون ۵ -۶ تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند...

داشتم فکر میکردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟

مامانم یه کاری کرد که من فک کنم بازیه

ناخناشو با هم کوتاه کردیم چون میرفت مدرسه

لاکاشو پاک کردیم...

موهاشو بافتیم

مث خودم چادر سرش کردم

و نماز جمعه هم میرفت...

مامانم خیلی ساده نذاشت من مث باربی بشم چون باربی مث من شد...

منبع

مگه وكيل وصي مردمي....... دلم مي خواد

بسم الله الرحمن الرحيم

مگه وكيل وصي مردمي....... دلم مي خواد




داشتم از يكي از خيابون هاي مركز شهرمون رد ميشدم ديد دختر خانومي يه ساپورت پوشيده با يه مانتوي نخي خيلي خيلي راحتي كه همه وجناتش پيدا بود، من كه يه خانوم بودم خجالت ميكشيدم بهش نگاه كنم.....آخه خيلي جلب توجه ميكرد
رفتم جلو و با احترام بهش سلام دادم و روز بخير گفتم....... منو ديد گفت... ها!!......... چيه لابد اومدي بگي كه اين چه وضعشه؟........ مگه وكيل وصي مردمي؟........

ولي من بهش گفتم كه نه باهات كاري ندارم خواستم بپرسم كه ساپورت خوشكلي داري خيلي خوش رنگه بهت هم خيلي مياد از كجا گرفتي؟..............
كم مونده بود شاخ در بياره....... با صداي آرومي گفت واقعا... ببخش فكر كردم كه شما هم مثل بعضي ها ميخواهي گير بدي..........

گفتم كه نه كاري باهات ندارم لباس خوشگلي داري ولي لباس خوشگل رو بايد جاهاي خوشگل پوشيد حيف نيست اين لباسهاي خوشگل رو براي آدمهاي هرزه نشون بدي اونهايي كه دندون براي من و شما تيز كردن؟!!!...


 ديدم سرش رو انداخت پائين گفت: عوضش مي كنم ولي پول آژانس ندارم....... پيش خودم گفتم لابد از خونه تا اينجا كه ميگفت مسافت زيادي داره حتما پياده اومده.......... براي خود نمايي بوده يا؟...... چند نفر تا اينجا مزاحمش شدن؟

در هر صورت، با هم ديگه سوار آژانس شديم و رفتيم سر كوچه شون پياده شد.... پياده شدني بهم گفت كه خيلي ماهي...... چند بار ديگه بعد اون قضيه ديدمش، اين دفعه مانتوي خوبي پوشيده بود ولي ميتونه بهتر هم بشه..

با خودم گفتم كه اگه باهاش بد برخورد ميكردم آيا اون لباس زشت رو عوض ميكرد.......؟
خداي شكر به ارزش حجابي كه برام دادي

خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟

بسم الله الرحمن الرحيم

خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟

خانوووووووم… شــماره بدم؟

خانوم خوشــــــگله! برسونمت؟

خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟

 

این‌ها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می‌شنید!

بیچــاره اصلاً اهل این حرف‌ها نبود… این قضیه به شدت آزارش می‌داد.

تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگی‌اش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…

شـاید می‌خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی…!

دخترک وارد حیاط امامزاده شد… خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…

دردش گفتنی نبود…!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شد و کنار ضریح نشست. زیر لب چیزی می‌گفت انگار! خدایا کمکم کن…

چند ساعت بعد، دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…

خانوم! خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنند!

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند… به سرعت از آنجا خارج شد… وارد شــــهر شد…

امــــا…اما انگار چیزی شده بود… دیگر کسی او را بد نگاه نمی‌کرد…!

انگار محترم شده بود… نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی‌کرد!

احساس امنیت کرد… با خود گفت: مگه می شه انقد زود دعام مستجاب شده باشه! فکر کرد شاید اشتباه می‌کند! اما این‌طور نبود!

یک لحظه به خود آمد…

دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!


مزاحم آرایش حلال دختران جوان نشوید ...

بسم الله الرحمن الرحیم

مزاحم آرایش حلال دختران جوان نشوید ...

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درسهایی از قرآن که  درباره "حقوق خانواده در اسلام" ، "محبت و اعتماد" ، "مقدار مهریه" ، "اداره و سرپرستی خانواده توسط مردان" ، "حکومت مردان در خانواده" ، "توجه اسلام به آرایش و آراستگی" و ... سخن گفته است که یکی از آنها آرایش دختران جوان در خانواده و در مواقعی است که اسلام آن را حلال دانسته اما برخی از والدین با عقاید نادرست خود با این قبیل کارهای حلال مخالفت می‌کنند. آنچه در ادامه می‌خوانید قسمتهایی از این سخنرانی است.

بقیه در ادامه مطلب >>>

 

ادامه نوشته

آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم.....

بسم الله الرحمن الرحیم


آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم.....

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری گ... می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ …

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …

مادرم من رو قسم می داد که مثل خواهرم حزب اللهی نشم...

بسم الله الرحمن الرحیم

 مادرم من رو قسم می داد که مثل خواهرم حزب اللهی نشم....

با سلام خدمت همه دوستان چندی پیش یه خاطره داشتم می خوندم در مورد نحوه چادر شدن دوتا خواهر که واقعا خیلی جالب بود برام بد نیست که شما هم بخونین من که از تصمیم آهنین این فرد خیلی خوشم اومد بد نیست شما هم مطالعه کنین.....

من و خواهرم از دو راه مختلف با حجاب شدیم

خانواده ی من 5 نفره هستن. مادر و پدر و دو تا خواهر بزرگتر. تو فامیل ما خانم ها جلو نامحرم روسری نمیذارن. آستین کوتاه می پوشن ولی لباس هاشون گشاد و پوشیده است. آرایش مارایش هم زیاد نداریم.


 

خواهر وسطیم همین جوری الکی بدون این که خوشش بیاد نود و نهمین رشته در انتخاب رشته دانشگاهیش رو زد علوم قرآنی و قبول شد! بعدش به خاطر درس هایی که خونده بود یهو عاشق چادر شد و چادری شد. هم بیرون از خونه و هم توی خونه جلوی پسر عمو و پسر دایی و ... .

با تبلیغ حجاب هیچ کس با حجاب نشده. هر چی بوده از عشق به خدا و عشق به بندگی او شروع شده.

مادرم خیلی اذیتش کرد. همه جز من مسخرش می کردن. مادرم تو مهمونی ها سعی می کرد با جیغ و داد چادر دخترش رو برداره اما موفق نمی شد. اما خواهرم چادرش رو برنداشت و همین جوری ازدواج کرد و الان دیگه تقریبا چادری بودن اون جا افتاده.

 اما برگردیم عقب تر.

ادامه نوشته

مقایسه بین حجاب اسلامی و بد حجابی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقایسه بین حجاب اسلامی و بد حجابی

به دو نمونه از زنان اجتماع توجه فرمائيد ارزش آنان را بسنجيد و بگوئيد كداميك برترند.


آيا يك زن با حجاب ، كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده كه وقتيكه انسان به او نگاه ميكند، چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ از اين رو با ديده احترام به او نظر مى كند و در صدد آزارش برنمى آيد، چون مى داند او زنى است كه بدينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد، و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند. برتر است ...

حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد


يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده (زيرا كه در حديث است حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد) و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته ، و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده ، و بدنش را نمايان و صورت و دستها و سينه و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته ، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالائى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند، و گاهى به او تجاوز نمايند و عفّت او را از بين ببرند و...
شرافت خود را از دست بدهد، و در كرامت خويش زيان ببيند، و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد.
زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد. اين دو زن را با هم مقايسه كنيد كدام يك از اينها بهتر است ؟ كداميك سنگين تر و محترم هستند، كدام يك از نظر مقام و مرتبه عالى ترند؟

خدا وکیلی اونی که توی دلته بگو ها .....

حجاب دافعه است یا جاذبه؟...

بسم الله الرحمن الرحیم

حجاب دافعه است یا جاذبه؟...

تقريباً همه بر اين نكته تأكيد دارند كه حيا و عفت، قدر و قيمت زن را بالا مي برد. تمام مردان اعم از خواستگار، شوهر، محارم و نامحرمان، به زن با حيا، احترام قائلند و زن بي حيا و بي آزرم را حقير مي شمارند.



ويل دورانت (روان شناس معروف آمريكايي) مي گويد: "زنان دريافتند كه دست و دلبازي مايه طعن و تحقير است و اين را به دختران خود ياد دادند."

بدون شك منشأ حجب و حياي زن را در عشق و علاقه مي توان يافت



منزلتي ناشي از حيا كه نقطه مخالف بي حيايي و به قول ويل دورانت دست و دلبازي است، به گونه هاي مختلف تعبير شده و هر انديشمندي، به شكلي بازتاب آن را در زندگي زن، به توضيح نشسته است.

ويل دورانت حيا را كمين گاهي مي داند كه زن با استفاده از آن مي تواند همسر مورد نظرش را برگزيند يا مطابق دلخواهش اصلاح نمايد: "حجب و حيا براي دختران همچون وسيله دفاعي است كه به او اجازه مي دهد تا از ميان خواستگاران خود، شايسته ترين آنان را برگزيند يا خواستگارش را ناچار سازد كه پيش از دست يافتن بروي، به تهذيب خود بپردازد. موانعي كه حجب و عفت زنان، در برابر شهوت مردان ايجاد كرده، خود عاملي است كه عاطفه و عشق شاعرانه را پديد آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است".

خانم جينا لمبروزو (روان شناس معروف ايتاليايي)، تداوم عفت و حياي زن را مهم شناخته و دلدادگي مرد را در اين رابطه مؤثر دانسته است:" بدون شك منشأ حجب و حياي زن را در عشق و علاقه مي توان يافت، چه اين كه زن وقتي مرد را به خويش علاقمند و خود را نسبت به او متمايل ديد، منظور اصل خود نمايي و جلوه گري از بين مي رود".

منبع: حجاب نیوز

ادامه نوشته

دختر جوان و پوشش

بسم الله الرحمن الرحيم

دختر جوان و پوشش

اسلام تنها دینی است که اهمییت و احترام زیادی به بانوان میگذارد من هم میخواهم به چند نکته اشاره کنم.

دخـتـران جـوان اگـر بـه سعادت خویش علاقه مند باشند باید از خودآرایی و خودنمایی در برابر مردان نامحرم خودداری کنند.

به تجربه , دیده شده که دختران ناآگاه و ضعیف النفس بیشتر به خودآرایی و خودنمایی می پردازند و سعی دارند که ظاهری دلفریب از خود نشان دهند و از توجه به شخصیت واقعی و باطنی خود و کمالات روحی غفلت ورزند.

حجاب و عفاف، حجاب، عفاف، دختر با حجاب

غفلت از یاد خدا و ورود به گناه کم کم زمینه را برای انحطاط و ابتذال آنها فراهم می سازد.

حـجـاب ارزشـی اسـت که رعایت آن به دختر, پاکی و سلامتی می بخشد, او را همچون گوهری درون صدف از شر آفتها, وسوسه ها و آلودگیهامصون نگاه می دارد و به خدا نزدیک می گرداند.

کسانی که به بی حجابی و بدحجابی دست می زنند, اکثرا نمی اندیشند و تعقل نمی کنند و تنها آلت دست وسوسه های نفسانی خود قرارمی گیرند.

خودنمایی و خودآرایی در صحنه اجتماع به شخصیت عفیف زن لطمه وارد می سازد.

بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعایت نمودن حریم بین محرم و نامحرم به او اصالت می بخشد و او را در دیدگان همه قابل تعظیم و احترام می گرداند.

حجاب در واقع , مصونیتی است برای دختر جوان که او را از فروریختن شخصیت , نجات می بخشد و از طرفی پسران جوان را از خطر انحراف باز می دارد.

در جـوامـعـی کـه بـی حـجابی را ترویج می کنند, دختران بازیچه دست قدرتهای استعمارگران می شوند, بطوری که از استواری شخصیت و تقدس وعفتی که شایسته یک دختر پاکدامن و عفیف است تهی می شوند.

تـجربه نشان داده است که مراعات حجاب در میان دختران موجب حراست و سلامت روحی و نیز موفقیت آنان در زندگی آینده است .

عـفـت و حیا در زندگی انسان به قدری اهمیت دارد که پیامبررمی فرمایند: الحیا هو الدین کله , حیا تمام دین است .

وامام صادق (ع ) می فرمایند: لا ایمان لمن لا حیا له , کسی که حیاندارد, ایمان ندارد.

استفاده از لباسهای تنگ و عریان نمودن بخشی از بدن و در معرض دید نامحرم قرار دادن , علاوه بر مضرات بهداشتی آن , عفت و حیای دختر راخدشه دار می سازد و مقدمات دوری از مبدا آفرینش را فراهم می آورد.

دخـتـر جـوان بـا رعایت حجاب , خود را به خدا نزدیک می کند, زیرا به کمک آن , امنیت و آرامش می یابد و افراد هرزه و لاابالی و منحرف را ازنگاههای آلوده محروم می سازد.

دخـتـرعفیف و پاکدامن , فطرتا از این که به دیده شهوت آلود و هوس انگیز به او نگریسته شود در رنج و ناراحتی است و اگر دختری این خصوصیت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد که بخشی از مـوی خـودرا نـامـحـرم بـبـیـنـدو هـمـچـنین از آن که مورد بهره برداری چشمهای آلوده و هوس انگیزقرار گیرد, رنج و نفرتی احساس نکند, باید بداند که از فطرت سالم خود فاصله گرفته اسـت و با آلودگی نگاههای بیگانه , خو پیدا کرده و به سراشیبی سقوط و فساد نزدیک گردیده و ارزشهای انسانی را از دست داده است .

از طـرفـی دخـتری که حریم حجاب را رعایت کند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد, همچون گوهری با ارزش در درون صدف , ارزش و احترام خود را در نزد همگان افزایش داده و از ابتذال در امان مانده است .

پـسـران جوان نیز هر چند لاابالی و بی بندوبار باشند, باز در عمق روح خود برای دخترانی , ارزش قـائلند که در دسترس و پیش پا افتاده و بی بندوبارو بزک کرده نباشند و در درون خود این گونه دختران را می ستایند.

عـفـت و حیا از خصوصیات فطری آدمی است , چرا که نظام آفرینش برای پاسداری و نگهداری از ایـن گـوهـر گـرانبها و ارزشمند و همچنین برای حفظ مقام و موقعیت زن , زیبایی اش را در این می بیند که او, همچون گوهری قیمتی درون صدفی از هر گرد و غبار و آفات و آلایشی و به دور ازدسـتـرس این و آن باشد, چرا که شئ قیمتی را معمولا دور از دسترس همگان در یک جای امن نگهداری می کنند, ولی وسائل کم ارزش همیشه جلو دست و پا است .

بـیـشـتـر بـانوان به تجربه دریافته اند: زمانی که زن از درون این صدف قیمتی خارج شده , لطمه بـزرگی به شخصیت والای خویش و جامعه وارد ساخته و همواره در اجتماع , موجب سؤ استفاده مردان پست و هرزه و نیز مایه لعن و طعن و تحقیر اکثر مردم واقع شده اند.

دختری که زیور خود را تنها در کانون گرم خانواده بپوشد ودر بیرون از خانه و اجتماع با متانت و وقـار و پـوشـیـدگـی ظاهر شود, هم در بین اعضای خانواده عزیز و گرامی است و هم در چشم دیگران ارزشمند.

اگـر دخـتـری پـا را از حـریـم عـفـت و حـجاب بیرون بگذارد نه تنها اولین ضربه را به زندگی خـانـوادگـی خود فرود آورده , بلکه گناه بزرگی را مرتکب شده است و نسل جوان پسر را که در آیـنـده بـه حـال خـود و اجـتماع مفید خواهند بود, در معرض تباهی و سقوط قرار داده است و با انحراف آنان , ضربه ای مهلک به آینده جامعه خود خواهد زد.

تـجـربه های تاریخی گذشته به ما نشان داده که دشمنان ملتها هرگاه که خواسته اند نسلی را از درون تـهی کنند و سرمایه کشوری را غارت نمایند وذخیره ها و گنجینه های آن کشور را به یغما ببرند, از این راه وارد شده اند.

وقـتـی رضاخان توسط انگلیس بر ایران مسلط شد, یکی از ماموریتهایش این بود که کشف حجاب کند.

آتاترک هم که عامل بیگانه در ترکیه بود همین سیاست را در پیش گرفت .

در الجزایر نیز به همین حیله متوسل شدند.

البته باید هوشیار بود که در هر زمان , شکل این توطئه فرق می کند.

در این زمان ممکن است از طریق زور و قلدری وارد نشوند, بلکه با حیله ها و فریفتن نسل نو, تحت عـنـوان تجدد و تمدن و علم و عناوین ظاهرفریب دیگر, کاری کنند که نسل جوان با رضا و رغبت پذیرای این بدحجابی شود .

پوشش زن در اديان الهى

بسم الله الرحمن الرحیم

پوشش زن در اديان الهى

نظر اديان الهى درباره پوشش زن چيست؟ آيا آنان نيز حجاب را بر زن لازم مى‏دانند؟
پوشش و عفاف از آن جهت كه يك امر فطرى است و براى حيات اجتماعى انسان ضرورت دارد، در اديان و مذاهب الاهى داراى جايگاه خاصى است. تمام اديان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخوانده‏اند؛ زيرا حيا و لزوم پوشش به طور طبيعى در نهاد زنان به وديعت نهاده شده و احكام و دستورهاى اديان الاهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است.

حجاب در ادیان الهی


بر اساس اصل لزوم هماهنگى و تناسب آفرينش و قانونگذارى،1 خداوند لباس و پوشاك را در لابلاى نعمت‏هاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت2 و اشتياق درونى زنان به »حجاب« را با تشريع قانون پوشش مستحكم ساخت تا گوهرِ هستى »زن« در صدفِ پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهى نجات يابد. بدون ترديد جهان بينى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كيفيت پوشش دارد.3 بر اساس جهان‏بينى اديان الاهى كه انسان خليفه خداوند و مركز و محور جهان هستى است و رسالت كسب معرفت و تهذيب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حياتش در جهان آخرت نيز ادامه دارد، بايد جسم زن و چشم مرد پوشيده گردد تا غرايز شهوانى مهار و كنترل شود و استعدادهاى معنوى و عقلانى بشر در پرتو رهيافت‏هاى فطرى و هدايت‏هاى وحيانى شكوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاك برآيند انديشه و اراده آدمى است، ولى بر بينش و اراده انسانى نيز تأثير مى‏گذارد و مى‏تواند به عنوان زمينه‏ساز تعالى يا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرينى نمايد.
در آيين زرتشت، يهود، مسيحيت و اسلام - كه اين مقاله به بررسى آنها مى‏پردازد - حجاب بر زنان امرى لازم بوده است. كتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورات و احكام دينى، آداب و مراسم و سيره عملى پيروان اين اديان چهارگانه، بهترين شاهد و عالى‏ترين گواه بر اثبات اين مدعاست.

در ادامه مطالب موضوعات زیر را می توانید مطالعه فرمائید:

<< حجاب در آیین زرتشت

<< حجاب در آیین یهود

<< حجاب در آیین مسیحیت

<< حجاب در آیین اسلام

آیا پوشیدن مانتو، شلوار و مقنعه برای زن بهتر نیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا پوشیدن مانتو، شلوار و مقنعه برای زن بهتر نیست؟

هدف از حجاب و پوشش حفظ حرمت، عفت و وقار زن مسلمان و نگهداری او از آزار و اذیت آزمندان بیماردل است چنان که خداوند در قرآن کریم میفرماید: "یا اَیُّها النَّبی قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِسأِ المُؤمِنینَ یُدْنین عَلَیْهِنَّ مِن جَلابیبِهنَّ ذلکَ أدنی أنْ یُعرَفْنَ فَلایُؤَذیْنَ"{1} «ای پیامبر، به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشند که این کار برای آن است که (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس‏رانان) آزار نکشند.» در آیه دیگر هدف از پوشش را پرهیز از تبرج و جلوه‏گری خانمها معرفی فرموده است، زیرا خودآرایی و جلوه‏گری زنان موجب فساد و تباهی جامعه میشود. "وَ لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَِّْ الأولی"{2} «مانند دوران جاهلیت پیشین خودآرایی و آرایش نکنید.» درباره همسران پیامبر(ص) دستور داده است که هرگاه از همسران پیامبر متاعی را درخواست میکنید از پس پرده طلب نمایید زیرا حجاب برای آن است که دلهای شما و آنان پاکیزه بماند و این بهتر است/ "فَاسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرأِ حِجابٍ ذلِکُمْ أطْهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ"{3} از این آیات به دست میآید که هدف از حجاب پاکی دلها، جامعه و مصونیت زن و جلوگیری از کامیابی رایگان مرد از هر زنی است/ سخن در این است که برای رسیدن به این اهداف و ارزشهای مقدس از چه نوع پوششی استفاده شود.

گوهر ناب، حجاب و عفاف،پوشش زن

منابع:

[1].- احزاب، آیه 59

 [2].- همان، آیه (س)

 [3].- همان، آیه (س)5  موضوع: اسلام و مشکلات ازدواج

ادامه نوشته

حجاب، ارزش يا روش؟

بسم الله الرحمن الرحیم

حجاب، ارزش يا روش؟

كساني كوشيده‏اند از طريق فاصله انداختن ميان ارزشها با روش تحقّق عيني آنها، ميان حجاب با عفاف، تفكيك نموده و حجاب را غير ضروري مي‏خوانند و حفظ عفّت را بدون حجاب نيز ممكن مي‏دانند. اينك ما اين تلاش را ارزيابي مي‏كنيم:

تحليل واژه:

1ـ معناي لغوي: عفاف با فتح حرف اوّل، از ريشه "عفّت" است و راغب اصفهاني در مفردات(1) خود، عفّت را معني مي‏كند:

«العفّة حصول حالةٍ للنّفس تمتنع بها عن غلبة الشّهوة».

(عفّت، پديد آمدن حالتي براي نفس است كه به وسيله آن از فزون خواهي شهوت جلوگيري شود).

طريحي نيز در مجمع البحرين(2) مي‏آورد:

«عَفَّ عن الشيِ‏ِء اي امتنع عنه فهو عفيفٌ».

(عفاف از چيزي ورزيد يعني از آن امتناع ورزيد پس او عفيف است).

و ابن منظور در لسان‏العرب(3) مي‏نويسد:

«اللفّة: الكّف عمّا لا يحلّ و لايجمل».

(عفّت: خويشتن داري از آنچه حلال و زيبا نيست).

شرتوني لبناني نيز در اقرب الموارد(4) مي‏نويسد:

«عَفِّ الرجل: كَفَّ عمّا لا يحلّ و لا يجمل قولاً او فعلأ وامتنع». (عفاف ورزيد يعني در گفتار و كردار از آنچه حلال نيست دوري جست و خويشتن‏داري نمود).

پايه عفاف، خويشتن‏داري است و ردّپايي از جنسيّت يا اختصاص به جنس خاص (زن) در معني لغوي عفاف، وجود ندارد.

...................................

منابع:

1ـ راغب اصفهاني ـ معجم مفردات الراغب ـ ص 350

2ـ طريحي ـ مجمع البحرين ـ جلد 5 ـ ص 101

3ـ اين منظور ـ لسان العرب ـ جلد 9 ـ ص 253

4ـ شرتوني لبناني ـ اقرب الموارد ـ جلد 2 ـ ص 803

ادامه نوشته

آیا می دانید که برهنگی از کجا آمد؟

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا می دانید که برهنگی از کجا آمد؟

در دوران جنگ جهانی دوم برای صرفه جویی در مصرف پارچه و راحتی در حرکت قد لباسها کوتاه بود.

در سال 1950 شلوار برمودا که مردان انگلیسی از آن در مناطق گرمسیری استفاده می کردند، متداول گردید و در سال 1953 به آمریکا راه یافت و در کنار دریا ، مناطق گرمسیری و حتی در شهر نیویورک به هنگام تابستان مورد استفاده قرار گرفت .

از زمانی که کلارک گیبل هنر پیشه آمریکایی، در یکی از فیلمهای سالهای دهه سی ، پیراهن خود را از تن بیرون آورد و تماشاگران دیدند که او زیر پیراهن بر تن ندارد، نپوشیدن زیر پوش در میان جوانان متداول گردید.

 وبلاگ تخصصی حجاب و عفاف

حجاب و پوشش اسلامی

حجاب و پوشش اسلامی

پوشش دينى بانوان, از اختراعات آيين اسلامى نيست, بلكه ريشه در تاريخ دارد. به گفته ويل دورانت: (قوم يهود و ايرانيان قديم, حجاب را براى بانوان يك نوع كرامت و شرافت, و از واجبات دينى مى دانستند).اما اسلام, پوشش و حجاب را براى شبه جزيره عربستان به ارمغان آورد.

 

اصل حجاب مربوط به احكام ويژه بانوان است و اتكاى آن, بر تفاوت هاى طبيعى و ساختارى زن و مرد استوار مى باشد. غربى ها به دليل اين كه اصل عدم توجه به جنسيت در تقسيم كار را محور تمدن و عامل پيشرفت دانسته اند, تحليل درستى از حجاب و فرهنگ آن ندارند; از اين رو زنان را بين گزينش انسانيت محورى در محيط كار, و يا مرد محورى و ابزار جذّاب بودن براى خوشايند مردان, مردد ساخته اند, و در نتيجه به جدايى آنان از ارزش ها منجر گرديده است.

در جوامع اسلامى, بر اثر تأثير متقابل فرهنگ ها, شاهد كاهش كيفيت حجاب هستيم. اين پوشش اسلامى با اين كه به حسب ظاهر, بار سياسى ندارد, ولى بر خلاف انتظار, ديروز و امروز در معرض شديدترين حملات قرار گرفته است. هر از چند گاهى در كشورهاى غربى قانونى بر ضد آن به تصويب مى رسد و زنان و دختران به جرم پوشش اسلامى از تحصيلات دانشگاهى ممنوع مى شوند. آنان مانند مزدورانى چون آتاتورك و رضا خان به كشف حجاب اجبارى دست نمى زنند تا با واكنش مردم مواجه شوند, ليكن با تصويب چنين قوانين ضد انسانى و ضد آزادى, حلقه محاصره را بر زنان با حجاب تنگ تر ساخته تا در نهايت خود, حجاب را بر دارند و هم رنگ زنان جوامع غربى گردند. شايسته است ملت هاى اسلامى در مقابل اين نوع تهاجم فرهنگى از خواب غفلت بيدار شده و موضوع حجاب را عميق تر از گذشته بازنگرى نمايند.

          <<   ادامه مقاله                                              .