مگه وكيل وصي مردمي....... دلم مي خواد

بسم الله الرحمن الرحيم

مگه وكيل وصي مردمي....... دلم مي خواد




داشتم از يكي از خيابون هاي مركز شهرمون رد ميشدم ديد دختر خانومي يه ساپورت پوشيده با يه مانتوي نخي خيلي خيلي راحتي كه همه وجناتش پيدا بود، من كه يه خانوم بودم خجالت ميكشيدم بهش نگاه كنم.....آخه خيلي جلب توجه ميكرد
رفتم جلو و با احترام بهش سلام دادم و روز بخير گفتم....... منو ديد گفت... ها!!......... چيه لابد اومدي بگي كه اين چه وضعشه؟........ مگه وكيل وصي مردمي؟........

ولي من بهش گفتم كه نه باهات كاري ندارم خواستم بپرسم كه ساپورت خوشكلي داري خيلي خوش رنگه بهت هم خيلي مياد از كجا گرفتي؟..............
كم مونده بود شاخ در بياره....... با صداي آرومي گفت واقعا... ببخش فكر كردم كه شما هم مثل بعضي ها ميخواهي گير بدي..........

گفتم كه نه كاري باهات ندارم لباس خوشگلي داري ولي لباس خوشگل رو بايد جاهاي خوشگل پوشيد حيف نيست اين لباسهاي خوشگل رو براي آدمهاي هرزه نشون بدي اونهايي كه دندون براي من و شما تيز كردن؟!!!...


 ديدم سرش رو انداخت پائين گفت: عوضش مي كنم ولي پول آژانس ندارم....... پيش خودم گفتم لابد از خونه تا اينجا كه ميگفت مسافت زيادي داره حتما پياده اومده.......... براي خود نمايي بوده يا؟...... چند نفر تا اينجا مزاحمش شدن؟

در هر صورت، با هم ديگه سوار آژانس شديم و رفتيم سر كوچه شون پياده شد.... پياده شدني بهم گفت كه خيلي ماهي...... چند بار ديگه بعد اون قضيه ديدمش، اين دفعه مانتوي خوبي پوشيده بود ولي ميتونه بهتر هم بشه..

با خودم گفتم كه اگه باهاش بد برخورد ميكردم آيا اون لباس زشت رو عوض ميكرد.......؟
خداي شكر به ارزش حجابي كه برام دادي

آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم.....

بسم الله الرحمن الرحیم


آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم.....

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری گ... می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ …

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …

مادرم من رو قسم می داد که مثل خواهرم حزب اللهی نشم...

بسم الله الرحمن الرحیم

 مادرم من رو قسم می داد که مثل خواهرم حزب اللهی نشم....

با سلام خدمت همه دوستان چندی پیش یه خاطره داشتم می خوندم در مورد نحوه چادر شدن دوتا خواهر که واقعا خیلی جالب بود برام بد نیست که شما هم بخونین من که از تصمیم آهنین این فرد خیلی خوشم اومد بد نیست شما هم مطالعه کنین.....

من و خواهرم از دو راه مختلف با حجاب شدیم

خانواده ی من 5 نفره هستن. مادر و پدر و دو تا خواهر بزرگتر. تو فامیل ما خانم ها جلو نامحرم روسری نمیذارن. آستین کوتاه می پوشن ولی لباس هاشون گشاد و پوشیده است. آرایش مارایش هم زیاد نداریم.


 

خواهر وسطیم همین جوری الکی بدون این که خوشش بیاد نود و نهمین رشته در انتخاب رشته دانشگاهیش رو زد علوم قرآنی و قبول شد! بعدش به خاطر درس هایی که خونده بود یهو عاشق چادر شد و چادری شد. هم بیرون از خونه و هم توی خونه جلوی پسر عمو و پسر دایی و ... .

با تبلیغ حجاب هیچ کس با حجاب نشده. هر چی بوده از عشق به خدا و عشق به بندگی او شروع شده.

مادرم خیلی اذیتش کرد. همه جز من مسخرش می کردن. مادرم تو مهمونی ها سعی می کرد با جیغ و داد چادر دخترش رو برداره اما موفق نمی شد. اما خواهرم چادرش رو برنداشت و همین جوری ازدواج کرد و الان دیگه تقریبا چادری بودن اون جا افتاده.

 اما برگردیم عقب تر.

ادامه نوشته

مقایسه بین حجاب اسلامی و بد حجابی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقایسه بین حجاب اسلامی و بد حجابی

به دو نمونه از زنان اجتماع توجه فرمائيد ارزش آنان را بسنجيد و بگوئيد كداميك برترند.


آيا يك زن با حجاب ، كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده كه وقتيكه انسان به او نگاه ميكند، چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ از اين رو با ديده احترام به او نظر مى كند و در صدد آزارش برنمى آيد، چون مى داند او زنى است كه بدينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد، و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند. برتر است ...

حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد


يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده (زيرا كه در حديث است حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد) و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته ، و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده ، و بدنش را نمايان و صورت و دستها و سينه و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته ، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالائى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند، و گاهى به او تجاوز نمايند و عفّت او را از بين ببرند و...
شرافت خود را از دست بدهد، و در كرامت خويش زيان ببيند، و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد.
زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد. اين دو زن را با هم مقايسه كنيد كدام يك از اينها بهتر است ؟ كداميك سنگين تر و محترم هستند، كدام يك از نظر مقام و مرتبه عالى ترند؟

خدا وکیلی اونی که توی دلته بگو ها .....

مصاحبه با خانم مژده لواسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

مصاحبه با خانم مژده لواسانی

همونطوری که خدمت علاقمندان عزیز قولش رو داده بودیم مصاحبه با خانم مژده لواسانی انجام گرفته که خدمت شما دوستان تقدیم می کنیم.البته ناگفته نماند که این مصاحبه رو دوستان بسیار عزیز و گلم سیما و سیمین حسنی انجام داده اند که همینجا از این عزیزان هم تشکر می کنیم.

خانم مژده لواسانی متولد آبان 1368 از جمله گويندگاني است كه از كودكي با برنامه سلام كوچولو وارد راديو شده و در حال حاضر با تشويق پدر و مادر و راهنمايي پيشكسوتان راديو به عنوان جوا نترين گوينده و سردبير در راديو شناخته م يشود. مژده بعد از تجربه سردبيري و اجراي چند برنامه توليدي، مقابل در شبكه تهران قرار گرفت، و اكنون شاهد « به خانه برم يگرديم » دوربين برنامة اجراي متفاوت او در اين برنامه هستيم، به همين بهانه با وي گف توگويي كرد هايم كه خواندنش خالي از لطف نيست.

مصاحبه رو در ادامه مطلب بخونین >> 

ادامه نوشته

گاهی به آسمان نگاه کن ....

بسم الله الرحمن الرحیم

 گاهی به آسمان نگاه کن ....

در تکاپوی روزمره گی ها و تکرار و تلاش بی وقفه , گاهی رو به آسمان میکنم . زیبا و پر رمز و راز , گسترده و غریب ، چه نزدیک و چه دور . همیشه وقتی از پس این همه رنگ و رنگ که جهان را به فریبی بزرگ در آمیخته ، از پس این همه به ظاهر زیبایی دست ساز بشر ، آنچه مرا به آرامشی عظیم میهمان میکند نگاهی به این نیلگون پر معناست ؛ این آسمان آبی که گاه و بی گاه دست بشر به این همه زیبایی آن رحم نکرده و بی رحمانه نقش و نگاری زشت بر ان زده است.

گاهی به آسمان نگاه کن .

قرن ها و سال هاست که بزرگان علم نجوم ، از آغاز کنکاش در این ابی نیلگون در پی شناخت این بی کران مجهول بر آمده اند ؛ اما جهان علم همچنان در تلاش است تا به هزاران سوال انسان در این باره پاسخ گوید . شگفتا که هنوز دریچه های کوچک از این وسعت پر معنا همچون روزنه ای نورانی چشم بشریت را به این هستی معما گون روشن کرده است . آسمان معمای هر انسان کوچک و بزرگی ست که غریبانه تمام هستی را به تماشا نشسته است .

هر بار که به اسمان نگاه میکنم به یاد آن آرزوی دوران کودکی ام میافتم که هر صبح تصور می کردم چگونه می توانم با سوار کردن نردبان ها رو ی هم به منتهای این سقف ابی برسم و تمام آن عظمت را به پای کودکی ام بپیمایم . چه زیباست که عظمت این پهنای لاجوردی گوشه ای از ان خلقت با شکوه است  که هر پرنده ای در هر بار نوشیدن آب سر تعظیم بر بارگاه خالق این خلقت با عظمت فرود می آورد و هر مومنی به شکرانه این طبیعت با عظمت در سحرگاهان و شامگاهان عاشقانه تر معبود خود را سپاس می گوید .

چه زیبا در کلام وحی میخوانیم که " وکَذالکَ نُری ابراهیمَ مَلکوتَ السَّمواتِ و الاَرضِ و لِیَکونَ مِنَ الموقِنینَ " (1)  ( و چنین بود که ما به ابراهیم نشان دادین ملکون آسمان ها و زمین را و این برای آن بود که او از اهل یقین شود " . ایا نه اینست که هرگاه رو به این آسمان پاک میکنی و از باران رحمت الهی وضو می سازی جانانه و خالصانه به آن درگاه رحمت الهی رو میکنی و به نماز می ایستی ، لبانت زمزمه گر این آیه الهی ست :"و هُوَالذی اَنزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً فاخرجنا به نَباتَ کُلِ شیٍ  ....  انَّ فی ذلِکُم لایَتٍ لّقومٍ یومِنونَ  "(2)  (او ست که از آسمان ابی فرو فرستاد و به ان هرگونه گیاهی رویاندیم و از آن جوانه سبز رویاندیم ....در این برای اهل ایمان نشانه هایی (از عظمت خدا) است ).

در هر جایی از زمین که باشی با هر بار نگرستن به آسمان احساس ناب آن پرنده ای را داری که آزادانه بر این عرصه وسیع بال میگستراند و تو نیز فارغ و رها از هر قید زمینی لحظه ای از این رنگ ها فرو می بندی و با چشم دل بر آن پهنه زیبا می نگری که بزمگاه عشق بازی پرندگان نغمه خوان است.

گاهی به آسمان نگاه کن ؛آسمانی که در سحرگاهان پر معنا شاهدی بر سجدهگاه عاشقان پاکدل و مومن است ، آسمانی که در پس تمام رنگ ها و تزویر ها همچنان ما را لحظه به لحظه به یاد آن خالق رحمان و رحیم می اندازد .
گاهی به آسمان نگاه کن ؛ تا شاید بتوانی از این تنگنای حریص زمینی فراتر روی ؛ اگرچه تو را زمین خاستگاه استجابت و بندگی ست و خاک آن مامن امن هدایت تو به بیکرانه آسمان و ابدیت .

گاهی به آسمان نگاه کن ؛ تا با طلوع خورشید در سپیده دمان شاهد نگاه ستایشگر آسمان بر دستان سخاوتمند خوشید باشیم.
آری گاهی به آسمان نگاه کن تا چشمانت پلی باشد از این سرای خاکی به ابدیتی بی انتها که سرچشمه علم مطلق الهی ست.

نویسنده : لیدا اکبری
منبع : http://www.tebyan-zn.ir